نقدی بر عملکرد دوگانه تصمیم سازان موسیقی کشور
تأیید موسیقی نامجو فقط در 20 دقیقه
این روزها واژه هایی مثل نامجو، ترنج، مجوز، عدم مجوز، ارشاد، حوزه هنری و تکثیر غیر مجاز آثار هنری خیلی تکراری است و همین موضوع، نوشتن را دشوار می کند. بنابراین سخنی تازه باید گفت که به قول منوچهری دامغانی سخن نو را حلاوتی است دگر! اما گاهی به جای گفتن سخن تازه بهتر است عکس تازه ببینیم. پس لطف کنید این عکس را نیک ببینید.
آن که در وسط نشسته، همان نامجوی جنجال خوان است اما جنجال ساز نیست! زیرا به صراحت و صداقت عنوان می کند: من قصد تحول در موسیقی ایرانی را ندارم. اگر در خواندن اشعار حافظ و مولوی نعره می کشم، درد دارم، یک درد شخصی! و اما آن که در سمت راست تصویر در حال سخن گفتن دیده می شود، جناب دکتر محمد سریر آهنگساز بیشتر آثار جناب محمد نوری خواننده مشهور و محبوب و همچنین رئیس هیئت مدیره خانه موسیقی است که به اتفاق همین جناب نوری و آقایان داوود گنجه ای، دکتر سیمون آیوازیان و دکتر حسن ریاحی (آهنگساز سرود جمهوری اسلامی) اعضای پنجگانه نظارت بر آثار موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را تشکیل می دهند. همان پنج نفری که تعیین می کنند کدام اثر منتشر بشود و کدام نشود. پشت بند حرف شان هم قانون است و کسی نمی تواند مقابله کند و اما بشنوید از محسن نامجو که بارها و بارها آثارش در همین هیئت پنج نفره رد شده و دست آخر هم از طریق حوزه هنری فقط یکی از کارهایش به صورت مجاز منتشر شده، چقدر معصومانه در کنار رد کننده کارهایش نشسته است. گویا خبر از ماجرا ندارد!!

ولی آقای نامجو این بار خیلی خوش شانس تشریف دارند. چون دکتر سریر برای کوبیدن "ترنج" مردود اعلام شده ایشان به جلسه نیامده اند. به سخنان جناب سریر دقت کنید تا راز آرامش صورت نامجو آشکار شود. ایشان در نشست نقد آلبوم "ترنج" نامجو فرمودند: خوشبختانه این آهنگساز جوان به خوبی توانسته ارتباط خوبی با نسل خودش برقرار کند ... موسیقی هم چیزی نیست که بشود تفکیک کرد و به عناوینی مختلف، بخش هایی از آن را کنار زد ... خود موسیقی فی نفسه ارزشی ندارد. وقتی ارزش پیدا می کند که اثر بگذارد ... ما از موسیقی محسن نامجو انتظار موتزارت و بتهوون نداریم ... بنابراین هنگام نقد نباید خیلی ایراد بگیریم. معتقدم بحث های خوب اش را بیشتر ببینیم. نه اینکه آن را نفی کنیم. بهتر است به تجربه ها احترام بگذاریم تا نوآوری ها مجال بروز یابند ... اگر شعر حافظ و مولوی را در شرایطی که نسل حاضر از آنها دور شده اند، بتوان با زبانی دیگر برای نسل جوان عنوان کرد به نظر من خیلی ارزشمند است و از این نظر محسن نامجو خوب توانسته است این اشعار را برای نسل جوان بازخوانی کند.
آنچه از زبان دکتر سریر خواندید، خواب و رویا نیست. عین سخنان ایشان است که هیچ همخوانی با موضع گیری شان در شورای پنج نفره وزارت ارشاد ندارد. حتی با موضع رسمی خانه موسیقی هم که ایشان رئیس هیئت مدیره اش هستند، همخوانی ندارد. وزارت ارشاد و خانه موسیقی در اتحادی کم نظیر و تنها به خاطر انتشار "ترنج" محسن نامجو، روبروی حوزه هنری قرار گرفتند. یعنی اینکه این نوع موسیقی را قبول ندارند و از تمام قدرت خویش برای مقابله با آن استفاده می کنند. اما چرا یکی از ارکان موسیقی وزارت ارشاد و همین طور خانه موسیقی چنین مواضع دوگانه ای در قبال ترنج دارد، بسیار جای شگفتی است. نمی دانم چرا خود نامجو در همان جلسه نقد نغمه چیزی به سریر نگفت و حداقل گله دوستانه ای نکرد. مگر او نمی دانست از طبقه پنجم ساختمان مرکز موسیقی واقع در خیابات استاد شهریار که سرنوشت آلبوم های موسیقی در آن رقم می خورد تا خانه هنرمندان ایران فاصله زیادی نیست. فقط با بیست دقیقه پیاده روی می توان از شورای پنج نفره خداحافظی کرد و پشت تریبون خانه هنرمندان قرار گرفت. فکر می کنم اشکال پیش آمده برای ترنج نامجو متوجه خود اوست که غفلت کرد و یک سال پیش تر این پیاده روی 20 دقیقه ای را امتحان نکرد!
نتیجه اخلاقی و انقلابی و عاقلانه ای که از این تجربه می توان آموخت آن است که جوانان عزیز فعال در انواع موسیقی های جور و واجور، بیخود و بی جهت خود را زحمت ندهند و به طبقه پنجم مرکز موسیقی وزارت ارشاد نروند. زیرا هم وقت تلف می کنند و هم کارشان رد می شود. هر طور که می توانند موضوع را به خانه هنرمندان بکشانند تا مشکل حل شود. در آنجا ظاهراً معافیت های ویژه گمرکی ارائه می شود!
